Friday, October 23, 2009

گوشواره هایش

گوشواره هاش را داد بهم ولی صبح که از پیشم رفت توی جیب شلوارم جا مونده بود , الان توی جیب کوچک شلوارم هست , فردا دیدمش بهش میدم .

Tuesday, October 13, 2009

دلیل اینکه آرومم امید لمس دستات

دوستی ما از روی هوس نبود
میدونی چقدر آرزوم هست دستاتو لمس میکردم
میدونی چقدر آرزوم بود بغل ات میکردم
میدونی چقدر خوابت را دیدم که توی بغل ات خوابیدم ؟
خیلی چیزا را نمیدونی خاتون
نمیدنم چرا الان هم که تموم شده نمیری ولی یک جورایی خوشحال هستم که نرفتی

ولی باید پاک ات کنم